تولد تاپایان سه ماهگی-اولین نوروز
يلدا وکسرا در کنار هم-الهی همیشه در آرامش و دور از بلاها باشید ....عزیزان مامان و بابا
هیچ میدونید وقتی به دنیا اومدید هیچ کدوم از لباسهای خوشگلی که مامان بزرگ زحمت کشیده بود و براتون گذاشته بود اندازه نبود اخه شما خوشگلا سایزتون 00 بود و مامان هم دوست نداشت لباسای گشاد و اویزون تنتون کنه..برای همین شب قبل از ترخیص رفتیم خیابون بهار و چند دست لباس زیبا برای 1 ماه اول زندگیتون خریدیم

قربونتون برم..
آقا کسرا ی مامان شما 3 ماه اول رو میشه گفت تا 4و 5صبح بیدار بودین و با با حسین هم پا به پای تو پسر قشنگم بیدار میموند و شما رو بغل میکرد ..راه میرفت ولالایی می گفت تا کمتر گریه کنی و دلدردت یادت بره

کسرا و یلدا هر دو از شنیدن داستان تولدشون متعجب شدند و عکس العمل نشون میدند


دختر عمو غزال و مارالی
- با عمو و زن عمو اومده بودند دیدن دوقلوها
کسرا تنها پسر عموی این خوشگلا- دوستون داریم

دوست داریم
پسر دایی -معین جان-
کسرا ویلدا با مامان و بابا رفته بودند عید دیدنی خونه دایی مسعود

خونه دایی منصور هم حسابی خوابیدین و بعدش کلی برای همه خندیدین و با هم عکس انداختیم

مامانیا عکس تنها کنار سفره هفت سین نداشتید براتون بذارم ولی با مامان بابا دارین که بهتون نشون میدم
این هم عکس روز سیزده به در.... همگی تو حیاط خونه مامان بزرگ و با با بزرگ جمع شدیم و ناهار رو تو حیاط خوردیم.. شما دو تا نانازی هم حسابی افتاب گرفتید و گل انداخته بودین....



تولد تاپایان سه ماهگی-اولین نوروز
